کد خبر: ۱۰۱۷۵۳۵
تاریخ انتشار: ۳۰ آذر ۱۴۰۰ - ۲۱:۵۶ 21 December 2021

مناسب است ابتدا به سخن مرحوم آیت الله سید عزالدین زنجانی از شاگردان درس فلسفه و تفسیر علامه طباطبایی و از علما و مدرسان حوزه علمیه مشهد اشاره کنیم. او چیزی قریب به این مضمون گفته است: با وجود تالیف کتاب های معارف قرآن توسط آقای مصباح دیگر بعید می دانم که ما مشمول گله رسول خدا در روز قیامت باشیم که در آیه 30 سوره فرقان آمده: وقال الرّسول یا ربّ إنّ قومی اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً. بنابراین، به طور خلاصه و ساده و پیش از بحث باید گفت عقل گرایی علامه مصباح، مبتنی و یا دست کم سازگار با قرآن بوده است.

حال این پرسش قابل طرح است که چه اندازه آثار فکری و قلمی استاد مصباح قرآن محور است و تا چه اندازه عقل محور؟ پاسخ این است که محوریت عقل و قرآن در اندیشه ایشان به نحوی بود که می توان به تسامح آن دو را این همان دانست. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم، باید گفت محوریت عقل و قرآن نزد علامه مصباح به یک میزان بوده است. با عقل سراغ قرآن می روند و قرآن را در عین آن که با قرآن هم تفسیر می کنند، نهایتا عقل را مرجع نهایی داوری قرار می دهند. یعنی بدون تعهد به نتیجه، با روشی فلسفی به حقانیت قرآن و صحت مدعای خود در خصوص آیه های قرآنی دست می یافتند.

به یک معنی باید گفت که آثار ایشان یا با محوریت قرآن شکل گرفته یا دارای استنادات قابل توجهی قرآنی هستند. این دو قسم که نیاز به توضیح ندارند اما برخی تلاش های فکری شان هرچند قرآنی نیستند -مستقیما و صراحتا قرآنی نیست -ولی با قرآن هماهنگی کلی دارند. آثار فلسفی محض ایشان از این قبیل است. ایشان از نادر اندیشمندانی است که تمام اجزای فکری و معرفتی اش کاملاً با هم هماهنگ است. وقتی در معرفت شناسی یا فلسفه اولی یا نقد مکاتب فلسفی یا برخی فلسفه های مضاف مثل فلسفه اخلاق وارد بحث می شد، کاملاً به روش فلسفی و عقلی پایبند بود و استدلال ها و تحلیل ها و نقدهایش بر مدار عقل می چرخد اما وقتی وارد الهیات قرآنی می شود و بر پایه منابع کتاب و سنت نظر می دهد، هیچ یک از آن بحث های عقلی فلسفی کوچک ترین تعارضی با این مباحث الهیاتی اش ندارد و در هماهنگی کامل با این بحث ها است.

اما از منظری دیگر اگر جزئی تر و تفصیلی تر بخواهیم در این باب سخن بگوییم باید گفت که کل آثار استاد را می توان از یک نظر به پنج دسته دسته تقسیم کرد: 1-آثار فلسفی و منطقی 2-آثار قرآنی و تفسیری3- آثار حدیثی و شرح الحدیثی4-آثار معارف دینی 5- آثار تاریخی، سیاسی و اجتماعی خاص. از این پنج دسته، دسته دوم تماما و به صورت خاص قرآن محور است که شامل کل دوره معارف قرآن و تفسیر ترتیبی برخی سوره های قرآن می شود، گر چه گاهی استاد در توضیح برخی آیات از تحلیل های عقلی یا تاریخی و یا روایی هم بهره برده است. دسته سوم با اینکه تعلیقه بر کتاب های حدیثی و یا شرح احادیث معصومین است اما ایشان به اعتبار اصل و میزان بودن قرآن برای حدیث، در ضمن بحث هایش به آیات قرآن هم استناداتی دارند. در دسته چهارم یعنی معارف دینی که عدد قابل توجهی از آثار ایشان را تشکیل می دهند، ضمن بهره گیری از تحلیل های عقلی و یا استناد به روایات و شواهد تاریخی، به صورت پر رنگی به آیات قرآن نیز استدلال و تمسک کرده اند. تعدادی از این دسته از آثار با این که عنوان خاص معارف قرآنی یا تفسیری ندارند اما بخش یا چند بخش از آنها در بیان و تفسیر آیات قرآن است. برای نمونه، می توان از کتاب «به سوی تو» نام برد که به تفسیر سوره حمد و اخلاص می پردازد ویا کتاب «رستگاران» که بخش قابل توجهی از آن در تفسیر آیات ابتدایی سوره مومنون و آیات انتهایی سوره فرقان است. در دسته پنجم که به آثار تاریخی و سیاسی یا اجتماعی خاص مانند «تهاجم فرهنگی» یا «حوزه» و امثال آن مربوط می شود و یا در باره شخصیت های علمی و سیاسی مثل حضرت امام و علامه طباطبایی و غیره است باز هم به مناسبت در لابه لای برخی از آنها استشهادهای قرآنی یافت می شود، منتهی شمارشان اندک است.

طبعا دسته اول یعنی آثار فلسفی استاد که شامل تعداد زیادی از کتاب های وی می شود، از «دروس فلسفه» گرفته تا «آموزش فلسفه» تا تعلیقه بر نهایةالحکمة تا شرح نهایه و شرح اسفار و شرح برهان شفا و غیره تمام بحث ها کاملا صبغه فلسفی دارند.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: