کد خبر: ۵۴۳۱۲۴
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۴ 25 December 2017

قبل از اینکه نظری در مورد فرم یا محتوی سریال آجی بال داده شود ضروری است نکته ظریفی موردتوجه باشد.

شبکه سهند ، شبکه موفقی در فیلم سازی نبوده و نیست . سریالهای سفارشی، هرچند فقط به معدودی از فعالین استاتی هم سپرده شده باشد ، بازهم غنیمت است و حتما  باید مورد حمایت قرار گیرد.
 
 
از نظر نگارنده فارغ از ایرادات شکلی و یا نقدهای مربوط به سناریوی آماتور و تکراری سریال که در آثار سابق سازنده هم وجود داشته است ، محتوی یا نریشن سریال بسیار قابل تامل است .از این نکته بگذریم که بسیاری از تایم ها و سکانس های  طولانی سریال، اصطلاحا آب بندی برای کنداتور تهیه کننده بود و یا ایراداتی از این قبیل ...که تا حدودی مقتضی شرایط بود.
آجی بال بدنبال چه بود ؟ 
 


اما سوال این است ،آجی بال چه کسی را مخاطب خود می دانست ؟

پیام آجی بال چه بود ؟
 
 

ساده ترین روایت سریال ، مواجهه دو سبک زندگی متفاوت است .
در یک طرف دختری پرورش یافته در دامان خانواده ای با  فرهنگ خرده بوژوازی ، دل در مام میهن سرمایه داری یعنی غرب دارد . او معنای زندگی را در وصال به غرب میبیند و همه زندگیش رنگ و بویی از هدف غایی اش دارد.او با سنت ها چنان غریبه است که حتی غذای لذیذ پیتی را هم نمیداند چیست. دخترک ، حتی به فعالیت های اقتصادی مادرش نیز قانع نیست که از دل مدرنیته سربر آورده است ، دختر ذات مدرنیسم را میخواهد یعنی غرب را.

 
در طرف دیگر، پسری با فرهنگ عامی و یا توده ، فرودست اما فردین صفت و متصف به همه انگاره های ستاره با مرام پایین شهری.او هم چنان پایبند زندگی در سنت هاست که رنگ پیتزا را از نزدیک ندیده است .
 
 

خانواده ای سنتی و مردسالار . الگوی ایده آل سبک زندگی قدیم ایران و تبریز

معامله ای سرمایه دارانه بر سر یک ملک  این دو را به هم میرساند و جالب اینجاست که موسیقی تک هجایی پسر ، اعماق ضمیر دختر غربگرا را روشن میکندو او را تا جزیی ترین رفتارهای خاله زنک بازانه (سکانس ماقبل  آخر ، در کنار خواهران بابک)سنت مالوف همراهی می کند
 
 
این سریال تلاش میکند تا شنای بر خلاف جریان آب را به تصویر بکشاند اما با روایتی کاملا احساسی و نه عقلانی .
 
 
گزینش های مکتبی همیشه احساسی  و تابع مد نیستند و در بسیاری از مواقع این  عقلانیت هاست که انتخابهای سرنوشت ساز تمدنی را رقم میزند.
 
 
سرمایه داری چنان در فرهنگ ما رسوخ کرده که حتی کارگردان این سریال سفارشی هم فراموش کرده تا نمادهای مصرف گرایی صنعت فرهنگی  مانند تلاش های خواهران بابک در سلفی انداختن ها و رقابت های مربوط به گزیده شدن کالایی در برابر زنان فامیل را از فریم دوربین ها حذف کند.
 
 
حتی خود بابک که قرار است نماد سنت باشد  هم، کالای موجودش را برای رسیدن به بی دردی سرمایه دارانه یا همان رفاه مادی میخواهد هزینه کند که دراین مسیر گرفتار عشق واقعی هم میشود  و..
 
 

القصه روایت سریال از مواجهه نمادهای سنت با مدرنیزم چنان سست و لرزان پایه است که بهتر است بگوییم ،آجی بال فقط دنبال خلق  لحظه های شاد برای خانواده ها بود . مانند سکانس مبارزه  آخر فیلم که بابک در نقش یک قهرمان بالیوودی ، مبارزه طنز آمیزی خلق نمود.
غلامرضا منصوری

برچسب ها: یادداشت ، آجی بال
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار