کد خبر: ۵۹۵۱۸۹
تاریخ انتشار: ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۵۱ 23 April 2018

اشاره: «نام و حدود ایران»عنوان اولین نشست از سلسله مجالس علمی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار بود که چهارشنبه 29 فروردین 1397 برگزار شد. در ارتباط با این نشست، احمد جلالی، سفیر ایران در یونسکو، در یادداشت کوتاهی خطاب به آیت الله سید مصطفی محقق داماد رئیس شورای تولیت این بنیاد، اهمیت پرداختن به این مبحث را متذکر شده و پیشنهادی ارائه داده است.

متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:

با عرض سلام و ادب: خداوند به جنابعالی و اصحاب بنیاد موقوفات افشار خیر دهاد با برگزاری نشست مبارک «نام و حدود ایران» در چهارشنبه اخیر (29/1/97) به یاد استاد خدوم و ایرانشناس فقید، دکتر منوچهر ستوده. پرداختن به این مبحث بسیار بجا و به موقع بود زیرا خصوصا این روزها در بعضی محافل مستقر و یا مستتر در بلاد غرب، خباثت های توطئه آمیز علیه ایران عزیز ما رنگ تازه ای به خود گرفته است، مثل سر هم کردن موهومات و جعلیاتی تا بدان پایه تهی مایه که گوئی قبل از اقدام دولت ایران در 1313، اطلاق نام ایران بر کشور کهن ما مطرح نبوده است! [1] و . . . .

بحث و پژوهش علمی و تاریخی همواره خواستنی و دلپذیر است، اما در اینجا موضوع چیز دیگری است. ماهی گرفتن بیگانگان از آب گل آلود است. این روزها، کینه ورزانی خبیث، با استفاده از فضای جبهه گیری های سیاسی دور و نزدیک علیه ما، سر از مغاک نیرنگ برآورده و به جنبش افتاده اند و این بار کلیت ایران و اعتبار تاریخی نام ایران را هدف گرفته اند، و تاسف بارتر آنکه عده ای وطن فروش هم با این زمزمه های شوم هم آوازی و هم نفسی می کنند و . . .

وان فسون دیو در دلهای کژ

می رود چون کفش کژ در پای کژ !

*****

در این نشست در بنیاد افشار – که رحمت خدا و احترام ما نثار بنیانگذارش باد – بحثهای بسیار خوبی در باب موضوع مهم و جذاب «نام و حدود ایران» توسط جنابعالی و اساتید محترم، سید صادق سجادی، روزبه زرین کوب و علی بهرامیان مطرح شد، اما به علت تنگی مجال، به بعضی مطالب و شواهد مهم فقط به اشاره ای بسنده فرمودند و بگذشتند و مشتاقان بگذاشتند؛

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست !

مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع

بر اهل وجد و حال در های و هو ببست !

پیشنهاد و استدعای حقیر این است که در این مبحث بسیار مهم، اولا به یک نشست اکتفا نشود و سلسله ای از مجالس بدان اختصاص یابد، و ثانیا از اهل فضل و قلم که با آن بنیاد خدوم همکاری می فرمایند تقاضا شود تا نکاتی را که سخنرانان محترم بدان اشاره فرمودند با سیاق مناسب یکجا منظم و مدون کنند، و شکل کامل عباراتی را که از متون و منابع کهن مورد استناد واقع شد عینا بیاورند و به ذکر ظرف و فحوای کلام و آدرس و مشخصات ماخذ بیارایند تا سپس، با عنایت مجدد همان استادان ارجمند، تکمیل و تشریح شود و آنچه اشارت بود به جامه عبارت درآید، و نهایتا یک گزارش علمی گویا، و حتی الامکان خودکفا، از حاصل نشست فراهم آید تا بر مجالس لازم الاجلاس آینده صاحب نظران در این باب مدخلی بگشاید، و مشتاقان پژوهش در این وادی را راهی بنماید، و به کرشمه دانش دلی برباید؛

با همه خلق نمودم خم ابرو که تو داری

ماه نو هر که ببیند به همه کس بنماید !

سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن

نظری گر بربایی دلت از کف برباید !

در این زمانه خطر خیز برای ایران، اگر حاصل مکتوب و منقح این سلسله مجالس نهایتا به صورتی که مناسب بدانند منتشر شود، نه فقط از جهت علمی، که از جهات مختلف ملی نیز خدمت بزرگی خواهد بود. و اجرکم علی التاریخ.

*****

در تقویم ما، روز سعدی هم در پیش است، پس با اغتنام فرصت، می خواهم باز هم شعر شیرین او را به وام بستانم، و در این حال و هوا، برای دفترِ فخیم و پر نقش و نگارِ «نام و حدود ایران»، با نگاهی دانشجویانه و صدائی خاطرخواهانه بخوانم:

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم !

ارادتمند

احمد جلالی، 31/1/97 ، پاریس، یونسکو

پی نوشت

[1] از باب یادآوری برای نسل جوان: در 1313 خورشیدی (1935 میلادی) دولت ایران از تمام دول بیگانه رسما خواست که از آن پس در مکاتبات رسمی به زبان های اروپایی نام مملکت ما را « ایران » بنویسند. تعبیر مرحوم سعید نفیسی، در یادداشتی که در دیماه همان سال در روزنامه اطلاعات منتشر کرد، این بود که ما می خواهیم خارجی ها مملکت ما را همچنان که ما خود همواره نامیده ایم «ایران» و منسوب آن را «ایرانی» بنامند. او در همانجا اجمالا توضیح داده است که چرا اروپائیان، تحت تاثیر مورخان یونانی و زبان لاتین، نام کشور ما را به زبان فرانسه «پرس» و به انگلیسی «پرشیا» و به آلمانی «پرزین» و به ایتالیایی «پرسیا» و به روسی «پرسی» می گفتند و در سایر زبان های اروپایی کلماتی نظیر این چهار کلمه معمول افتاده بود. نفیسی در ادامه مطلب توضیح می دهد که قدیمی ترین نام مملکت ما همین کلمه «ایران» بوده چنانکه پادشاهان ساسانی در سکه و کتیبه ها نام خود را پادشاه ایران و اران می نوشته اند، و از زمان شاپور اول ساسانی در سکه ها لفظ «انیران» هم دیده می شود که به معنی «بجز ایران» و «خارج از ایران» است و مراد از آن ممالک دیگری بوده است که ساسانیان گرفته بودند. در دوره ساسانی لفظ «ایرانشهر» یعنی شهر ایران، دیار و کشور ایران، نیز معمول بوده است، و مراد از ایرانشهر تمام مملکت ساسانیان بوده است، و مثلا منطقه عراق کنونی – تیسفون - را که در میان مملکت بوده به اسم « دل ایرانشهر » می نامیدند. فردوسی و شعرای دیگر قرن پنجم و ششم، عناوین «ایران» و «ایرانشهر» و «ایران زمین» را همواره استعمال کرده و حتی شعرای غزنوی نیز «ایرانشهر» و «ایران» را در اشعار خود آورده و پادشاهان این سلسله را خسروان این دیار دانسته اند. نفیسی نتیجه می گیرد که خاستگاه کلمه ایران که اینک در میان ما و اروپائیان معمول است همان لفظی است که در زمان ساسانیان و نیز در دوره بعد از اسلام همواره متداول بوده است، و در پایان سفارش می کند که واژه کهن «ایرانشهر» را هم زنده نگاه داریم و در گفتار و نوشتار خود بکار ببریم. (برگرفته از بخشهائی از نوشته یک ادیب دانشمند برای افکار عمومی در یک روزنامه 84 سال پیش بود که به مناسبت ذکر حال و هوای آن ایام آوردم، وگرنه بررسی های تاریخی و پژوهشی دیگر بزرگان ادب و تاریخ و فرهنک ما، در وجوه مختلف این مبحث، بسیار است و همچنان ادامه دارد که جا دارد در جای خود بدان پرداخته شود).

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار