کد خبر: ۷۸۶۰۸۴
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۱ 07 October 2019
لزوم انتقال فرودگاه و راه آهن به خارج از تبریز/احیای میدان چایی بعد از 100 سال/تراموا بهتر از مترو بود/چرا نگذاشتند من وارد لیست بشوم؟
 
 اجرای تصمیات شورای شهر به عهدۀ ادارۀ شهرداری است که در راس آن شهردار قرار دارد. شهردار، عامل و مجری تصمیمات شورای شهر است و به‌وسیله شورای شهر انتخاب، و در صورت تشکیل نشدن شورا، توسط وزیر کشور انتخاب می‌شود.


علیرضا نوین پنجاه و چهارمین شهردار تبریز بود. او در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۴ با رای اعتماد اعضای دومین دوره شورای اسلامی شهر تبریز به عنوان شهردار این شهر معرفی شده و در ۱۲ شهریور ۱۳۹۲ دوره شهرداری وی در تبریز به پایان رسید.

آقای نوین با تشکر از وقتی که در اختیار تحریریه تابناک تبریز قرار دادید به عنوان اولین سوال اگر به سال 84 برگردیم باز شهردارخواهید شد؟


با کمال میل، به دلیل اینکه شهرداری مجموعه ای است که مستقیما با مردم ارتباط داشته و خدمات ارائه میدهد. و دوام من در این 8سال به خاطرعشق به مردم بوده است وهر کس که چنین توفیقی حاصل کند باید خداوند را شاکر باشد.


از کارهایی بفرمایید که در این هشت سال باید انجام میدادید ویا نباید انجام می شد؟


قبل اینکه شهردار باشم شهروند تبریز بودم و نقاط ضعف شهرم را دانسته و برآن اساس، برنامه ریزی کردم از جمله میدان چایی تبریز که نزدیک به صد سال به حال خود رها شده بود.


کارهایی که در شهرداری انجام شده سه تا کار اصلی بوده است: کارهای تفصیلی وجامع، طرح های توسعه ای شهر، سامان دهی وضع موجود شهر.


دردوران قبل از فعالیت ما نه از طرح تفصیلی خبری بود نه طرح جامع. 150 کیلومتر در غالب طرح تفصیلی و جامع مسیر گشایی کردیم که ازماندگارترین کارهای ما بوده است که حداقل آن از یک کیلومتر شروع وتا اتوبان پاسداران (که وقتی تحویل گرفتیم آخر یوسف آباد بود) ادامه یافت و وصل شد به بزرگراه شهید کسایی که یک مسیر طولانی محسوب می شود.


موضوع دوم ما بحث خدمات شهری بود چه از لحاظ منظر شهری و چه بهداشتی، که یکی از اساسی ترین کارها در مورد بحث بهداشتی "میدان چایی" بود که فاضلاب کل شمال شهر به آن سرازیرمی شد و آلودگی های زیادی به وجود می آورد.
دفع پسماند هم وضعیت آشفته ای داشت طوری که یک ماه از ورود ما به شهرداری نگذشته بود که اهالی "آنا خاتون" شکایت کردند که آب های زیرزمینی ما از طریق شیرابه پسماند آلوده شده است و طی بازدیدی که بنده به عمل آوردم مشاهده کردم کودکان کاری که از طریق تفکیک زباله امورات می گذراندند می توانستند آلودگی ها را انتقال دهند، لذا ساماندهی صورت گرفت طوری که در آن منطقه دفع زباله به صورت کاملا بهداشتی و استاندارد انجام می شود و می توانم بگویم که در ایران نظیرندارد. و می توان گفت امروز مبلمان شهر تبریز از لحاظ منظر(تابلو های تبلیغاتی و دیوار های شهر) و بهداشت شهری، قابل قبول است .
مورد بعدی سازمان فرهنگی و معاونت فرهنگی بود که وجود نداشت، بر این اساس، اساسنامه ای تهیه شد و تصویب شد و می توانم بگویم چهار برابر فرهنگ اسلامی، هم از نظرمالی و هم برنامه ای جلوتر بود، خوشبختانه کارهای بسیاری نیز شروع شد که بعضی ادامه دارند و بعضی نیز به دلایلی تعطیل شد .


تشکیل سازمان فرهنگی باعث شد ما از مفاخر شهر به نام زنده نامان در سه دوره تجلیل کنیم که هر دوره 30 نفربود ازچهره های فرهنگی و ماندگار که بعضا فوت شده اند.


یا یافته های فرهنگی در استانبول و ارزروم، کشور تاجیکستان خجند، استگهلم،


هفته ی فرهنگی داشتیم درشهرهای مشهد، تهران، شیراز، اصفهان که تبریز از زوایای جدید در دوران جدید معرفی می شد.
برگزاری یادواره های شهدا از اهم موارد بود ( 50 یادواره کمک مالی شد) مهمترین شان همایش 5 هزار شهید بود که در خود شهرداری برگزار شد که شهر با عکس ها ی 5 هزار شهید مزین شده بود، مسابقات قرآنی کل کشور های جهان که هر سال در یک شهر برگزار می شد، چهارمین دوره اش در تبریز اتفاق افتاد که حتی از کشور آمریکا هم قاری قرآن حضور داشت و یک رویداد مهم بود که در آن مقطع انجام شد .


توسعه ی فرهنگسراها، از جمله شمس، تبریز، اندیشه، و مهمترین آن کشتارگاه قدیم بود که به فرهنگسرای الغدیر تغییریافت. 2 هزار و 500 صندلی تالار در شهر اضافه شد. 70 در صد سالن همایش های بین المللی، 90 درصد ترمینال بزرگ در دوران ما تمام شده بود.


ایجاد پروژه مشارکت های مردمی که یک کار نو پا بود و در ایران سابقه نداشت، مرامنامه ای تهیه شد و بر اساس آن مرام نامه در شورا تصویب شد و بعد از تایید فرمانداری بر این منوال قرار گرفت که مشارکت کننده، دعوت شود و به جای اینکه پول پروانه گرفته شود شهرداری در آن سهیم باشد حتی اگر در امکان مان بود زمین در اختیارشان می گذاشتیم که آن هم سهم شهرداری بشود. یعنی سازنده به جای اینکه مثلا در سال 85، 10 میلیارد به زمین بدهد با آن پول زمین اش را آباد کند، بر آن اساس بود که 3 موردهمایش بین المللی ترتیب داده شد و تبریزی ها و آذربایجانی های مقیم خارج از کشور و داخل همه دعوت شدند و بالغ بر 15 میلیارد تومان قرارداد بسته شد و 5هزارمیلیارد از آن آماده بهره برداری شد از جمله لاله پارک، شهرک مبل خودرو، ساختمان تجارت جهانی، و پروژه های مختلف، که توسط شهرداری وقت فروخته شده والان شهرداری از سهم آن نیز بی بهره است، بنا نبود اصلا فروخته شوند، قراربود صندوق ذخیره ریالی در دست داشته باشیم که ماه به ماه ارزش افزوده داشته باشند. مثلا لاله پارک که در آن زمان 80 میلیارد تومان به فروش رسیده امروز نیزمی توانست 300 میلیارد قیمت داشته باشد.


اوقات فراغت جوانان کار دیگری بود که انجام شد و با پارک ها شروع شد، ایجاد تنکابن وسورتمه سواری در کوه های بزرگراه شهید کسایی، تبریز گردی برای معرفی تبریز. به غیرازائل گلی پارک دیگه ای نبود ولی با توسعه پارک ائل گلی به نام ائل داغی، پارک عباس میرزا، توسعه کوه عینالی، پارک آرپا دره سی، امکانات فضای سبز و اوقات فراغت، افزایش یافت.


مجموعه های ستاره باران، اطلس، لاله پارک هم قسمت دیگری از اوقات فراغت را پر می کنند.


ایجاد 4 پارک بانوان ، 2 پارک تخصصی قرآنی به نام بوستان قرآن و سایتی به نام تبریز که المان های شهر تبریز در آنجا ارائه می شد و الان هم وجود دارد.احیای درب های 9 گانه تبریزکه شش مورد در دوران بنده احیاء شده و سه مورد هم باید احیاء می شد.
ازجمله کارهایی که در دوران فعالیت بنده ماندگار بود مدیریت ریسک و بودجه 80 میلیارد تومانی شهرداری بود که سال 92 که می خواستم تحویل دهم به 2 هزار و پانصد وبیست میلیارد تومان رسید و مقدمه ای شد برای رشد و توسعه شهر تبریز، که با شهرهای بزرگ قابل رقابت است، البته الان سرعتش کاسته شده وبا حاشیه هایی که به وجود آمده امیدواریم با همکاری شورا و شهرداری حل شود.


کارهایی که نباید انجام می شد؟


کاری اضافه انجام نداده ام که پشیمان باشم شاید دریک مورد شک داشته باشم آن هم توسعه ورزش همگانی در ورزش بود. البته ملاک را بر قهرمانی گذاشتن، آبروداری از سازمان ورزش بود.


تبریز در  20 ، 30 ساله ی  آینده با چه چالش هایی تهدید می شود؟


تبریز شهر بزرگی است و نباید کوچک دیده شود، چیزی که الان به ذهن می آید بحث زلزله است که باید بیشتر دقت شود چون با مطالعاتی که انجام شده روی گسل قرار گرفته و باید مورد توجه قرار گیرد.


دومین مسئله، حاشیه نشینی است که برنامه بزرگ و اصولی می طلبد ودر دنیا هم به این نتیجه رسیده اند که همه را نمی توان حل کرد ولی باید توانمند سازی کرد، باید ساختمان ها ایمن و مقاوم سازی شوند و در کنار آن امکانات رفاهی هم فراهم بشود، تا همشهری که در حاشیه شهر زندگی می کند بتواند ازعابر بانک، کلینیک، کتابخانه، مدرسه، بهره مند باشد، متاسفانه هیچ بانکی حاضر نیست که در آنجا شعبه بزند وشهرداری خیلی زور بزند می تواند زمین پانصد متری پیدا کند و کتابخانه بسازد، چون زمینی وجود ندارد، خیابانی که در ایده لو زدیم هزینه بر بود اما افتخار می کنیم که امروز یک قدم در راستای ساماندهی و توانمندی مناطق حاشیه نشین است.


مورد دیگری که من احساس میکنم اگر به همین منوال پیش برویم در آینده دچار چالش خواهیم بود این است که مدیران، تعصبی کار نمی کنند واین به خاطر استفاده از مدیران خارج استانی است، جای جشنواره ها ، فستیوال ها، همایش ها و سمینار های بزرگ درتبریز خالی است، مدیران ما می توانند در این موارد از خیرین و دلسوزان شهر استفاده کنند. مترو شهرمان به تاخیر افتاده و اینها همه دغدغه هستند، مسئولین محلی و هم کشوری در این امر مقصراند و باید جوابگو باشند.


مورد دیگری که ازمهمترین دغدغه های شهر ماست بحث صنعت است، تبریز یكی از قطب های صنعتی كشور به شمار می رود و از امكانات و قابلیت های توسعه صنعتی شایان توجهی برخوردار است، وعده وعید هایی که دولتمردان و مسئولین امرمیدهند محقق نمی شود . در سالهای قبل بحث واگن سازی در تبریز مطرح شد ولی نیمه کاره ماند، دوکارخانه اتوبوس سازی تعطیل شد، پتانسیل های زیادی در اینجا وجود دارد منطقه آزاد ارس ، گمرک ، فرودگاه از جمله زیرساخت هایی هستند که میتوان استفاده کرد .


فرودگاه تبریز نیاز به جا نمایی دارد و به خاطرآلودگی صوتی که برای هموطنان ایجاد می کند باید به خارج شهر انتقال یابد و اگر از الان شروع شود 10 سال کار دارد.


دغدغه دیگر، کمربندی سوم تبریزهست، کمربندی شهید کسایی کشش لازم را ندارد و تصادف زیاد اتفاق می افتد. در دوران مسولیت ما صحبت های مقدماتی با حضور رییس جمهوربرای ایجاد کمربند سومی مطرح شد.


خط راه آهن، غرب تبریز را بسته و توسعه ی آن امکان پذیرنیست می توان درطرح های آینده انتقال داده شود و ایستگاه راه آهن فعلی به عنوان نماد برجای خود باقی بماند.


رتبه دانشگاه تبریزدوم وسوم است و باید سعی شود دانشگاه های ما در رقابت های بین المللی هم حرفی برای گفتن داشته باشند.همدلی و وحدت نیازاست تا جایگاه علمی تبریز ارتقاء یابد.


در میراث فرهنگی بخصوص بازار، دغدغه هایی وجود دارد شهرداری هم کمک خواهد کرد ولی همه چیز در دست شهرداری نیست برای حفظ منابع تاریخی همه باید دست در دست هم بدهند .


در زمان ما مقبرة الشعرا بودجه ملی داشت، بعدا شهردار وقت آن را قطع کرد وگفت که به این بودجه نیازی نداریم و خودمان حل میکنیم که نه تنها حل نشده بلکه سالهاست که به معضلی تبدیل شده وتا الان مسئولین فرهنگی نتوانسته اند پاسخگو باشند.
به نظر شما سه شنبه های بدون خودرو اجرایی می شود؟


این ها نمایشی و یک نماد هست البته ضرری هم ندارد چون هر چیزی اول با نماد شروع می شود تا یک روز در جای خود بنشیند.اگر در مسائل فرهنگی، زمینه و همراهی مردم نباشد نمی توان کاری انجام داد.مثلا خط ویژه دوچرخه سواری ایجاد شده ولی هنوز فرهنگسازی نشده ودر جای خود قرا نگرفته است.

لزوم انتقال فرودگاه و راه آهن به خارج از تبریز/احیای میدان چایی بعد از 100 سال/تراموا بهتر از مترو بود/چرا نگذاشتند من وارد لیست بشوم؟
 


چرا متروی تبریز نسبت به شهرهای دیگردروضعیت مطلوبی نیست؟


متروی تبریز سال 79 کلید خورد وسال 80 مطالعاتش به اتمام رسیده و 81 شروع شد. اگربنده در آن زمان بودم می گفتم به جای مترو، تراموا را به کار بگیریم هم سریع است و هم کم هزینه، وچون اولین تراموای ایران در تبریز بوده است می توانست برای ما نماد خوبی باشد ولی در مقطعی این تصمیم گرفته شده و برای مواقع بحران ، زمان جنگ، بمباران، پدافند غیرعامل ارزشمند است و البته یک مشکل و پارادوکسی در این طور مواقع هست که همیشه برای شهرداری ها مشکل ایجاد کرده که میگویند 50 درصد شهرداری و 50 درصد دولت هزینه کند در حالی که مترو یک پروژه حمل و نقل ملی است و باید هزینه برعهده دولت باشد و چون بودجه، کامل داده نمی شود رفته رفته هزینه ها بالا می رود، قطعات گران شده وبا آمدن تحریم ها روز به روز هزینه ها بالا میرود.

لزوم انتقال فرودگاه و راه آهن به خارج از تبریز/احیای میدان چایی بعد از 100 سال/تراموا بهتر از مترو بود/چرا نگذاشتند من وارد لیست بشوم؟
درانتخابات مجلس دهم چرا در لیست اصولگراها قرار نگرفتید؟


وارد که نه باید بپرسید چرا نگذاشتند؟ دوره قبل طوری شد که دیدیم سه ماه مانده به انتخابات کسی سراغ ما را نمی گیرد .از آقایان فرهنگی و تاج الدینی سوال کردم گفتند که فعلا همه برای خودشان کار می کنند تا اینکه رسیدیم به آستانه ثبت نام ودیدم آنهایی که می گفتند خبری نیست عکس 6 نفره دادندو فهمیدم که باهم کار می کردند و جلساتی داشتند.یکی می گفت متولی آقای فرهنگ است و دیگری می گفت تاج الدینی.

در نهایت بعد آن عکس، بنده موضع گرفتم که اصولگرایی با کدام خط کش سنجیده می شود که کسی اصولگرا باشد یا نباشد و چرا به بنده اطلاع داده نشده است، گفتند که تیمی تشکیل شده با محوریت آقای فرهنگی و چون هیچ کس صریح جواب نداد ما به سه نقطه رسیدیم، اول اینکه بعد شهرداری آقای نوین جوی حاکم بود که ترسیدیم تایید نشوند!

دوم، آقای نوین فکر مستقلی دارند و احتمالا به حرف ما گوش ندهند، سوم، نتیجه گرفتیم 3نفر در لیست باشند که انتخاب شوند و سه نفر دیگر هم به صورت ویترینی پای کار باشند، جمع بندی آنها این بود ونهایتا آقای شبستری از طریق آقای پورجمشید پیام دادند که همه چیز را میگذارند به عهده خودتان که آقای نوین خودشان قبول نکردند، بنده هم عرض کردم چنین چیزی نیست و از من پرسیده نشده، فقط آقایان بعد ثبت نام گفتند از آقای رضایی خواهش کردیم کنار بروند و شما به جای ایشان باشید که من جواب دادم نیاز به دلسوزی ندارم، اگر قرار بود که باشم قبل ثبت نام باید این کارها انجام می شد.


 
برسیم به انتخابات ریاست جمهوری، شدید رییس ستاد انتخاباتی قالیباف، چه فشارهایی متحمل شدید؟ مدیریت شما چطور بود؟ مقدمات فراهم بود که به تبریز بیایند که یکدفعه متوجه شدین کنسل شد در این مورد توضیحاتی بفرمایید؟


رئیس ستاد استانی آقای قالیباف سه دوره متولی آقای غفوری بودند ، تقریبا یک ماه مانده به انتخابات، به من اطلاع داده شد که آقای قالیباف تصمیم گرفته اند که شما عهده دار این مسئولیت باشید، بنده هم گفتم که سه دوره، آقای غفوری بودند و بهتر است که این دوره هم باشند. جلسه اول به دلایلی قبول نکردم احساسم این بود که شاید کنار بکشند .نهایتا جلسه دوم اطمینان دادند که کنار نخواهند رفت. بنده هم به خاطر فقط همرزمی نه اینکه شهردارتهران هستند قبول کردم.


از اول انتخاب ایشان، یک جانبه گرایی حاکم بود و گفته می شد، دو دوره قبول نشده دوباره چرا شرکت کرده است او هم جواب می داد که تکلیفی است که بر گردنم گذاشته شده است، همان روزهای اول هم، نظر سنجی ها نشان میداد از آقای رییسی جلوترند روزی هم که دعوت شده بودند به تبریز، ساعت چهار به بنده اطلاع دادند که آقای قالیباف اطلاعیه داده اند که نمی آیند، با تهران صحبت کردیم و گفتند که کنار بکشند، آقای قالیباف هم، هم ناراحت بودند و هم از بعد اتحاد و امر رهبری این بیانیه را صادر کردند. خلاصه اینکه ما در عالم دوستی این مسولیت را قبول کردیم نه حزبی و سیاسی.


نظرتان در مورد حذف نام شهدا از کوچه ها و تابلو های معابرچیست؟ آیا افراد نفوذی داخل سیستم شهرداری شده اند یا اشتباه سهوی بوده است؟


این بحث از تهران شروع شد ولی در تبریز.قزوین .کرمان.شیرازهم دیده شد اگر در اکثر شهرها اجرا شده پس سهوی نمی تواند باشد و عمدی بوده است که حذف نام شهدا یعنی از بین بردن فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، مردم ما باید در مقابل شهید ستیزی که با هر برنامه ای شروع شده بایستند و الحمدلله این کار انجام شد به نحوی که موضوع به تریبون نمازجمعه هم رسید وآیت الله سید محمد علی آل هاشم ، نسبت به حرکت شهیدزدایی هشدار داد وعوامل این برنامه ها هم عقب نشینی و عذرخواهی کردند.


خاطره خوبی از دوران شهرداری دارید؟
خاطره های شهرداری بیشتر تلخ است تا شیرین، وقتی کاری انجام بگیرد و مردم بگویند که خدا پدرت را بیامرزد، برای من شیرین است.
خاطره بزرگ من سال 85 بود که یکصدامین سال بلدیه تبریزرا جشن گرفتیم و خود من به قدمت تبریز پی بردم و دیدم که تبریز از شهرهای دیگر جلوتر بود حتی تهران. نام تبریز واقعا مطرح است مخصوصا خواهرخواندگی ما با استانبول و باکو، در کنار این ها افتتاح های ویژه ای که وجود داشت.
دراسپانیا یا استرالیا که جلسه بزرگ کلان شهرها برگزارشد مطرح شدن نام تبریز درآنجا جالب بود وبا وجود این که پایتخت، تهران بود ولی در سخنرانی، ما را مقدم دانستند و این بهترین خاطره بود.


مطلبی اگر دارید که سوال نکرده ام بفرمایید؟


طرف صحبتم با مردم است اینکه ای مردم بیدارباشیم وقتی تبریز کوچک می شود می تواند از نماینده مان باشد که انتخاب کرده ایم. می تواند از مدیر اجرایی مان باشد.از کم توجهی ها باشد، باید آگاهی مردم بالا رود. وقتی در مقابل چشمان همه بگوییم کاری نمی توانیم انجام دهیم میرسد به اینکه مردم، با بصیرت، تصمیم نمی گیرند. من اگر دراین دوره میخواهم بیایم برای این است که اتمام حجت بکنم تا مردم نگویند آقا نبودید، کسی نبود، اگر بودید شما را انتخاب می کردیم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار