یادداشت؛ محسن پيرهادي
کد خبر: ۷۹۰۷۸۰
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۱ 22 October 2019

همکاري داشتم که معمولا در انجام وظايف کاري، اهمال مي‌کرد و کار را به‌موقع نمي‌رساند. اوايل هر وقت مي‌پرسيدم که چرا کارت را به‌وقت تحويل نمي‌دهي، طلب وقت بيشتر مي‌کرد و وعده فردا و پس‌فردا مي‌داد، اما وقتي روز موعود فرامي‌رسيد، کار آماده نمي‌شد. وقتي مجدد مي‌پرسيدم که چرا کار را انجام نمي‌دهي، توجيهات ديگري مي‌آورد و بازهم وعده مي‌داد، زماني که پس از دادن وعده‌هاي بسيار و باگذشت چند ماه، بازهم کار بر زمين مانده بود، فرد مذکور که ديگر توجيهي برايش نمانده بود،‌ به فلسفه‌بافي پناه مي‌برد و مثلا مي‌گفت من از اول هم با اين شيوه کار موافق نبودم و آن را مفيد نمي‌دانستم! ماجرا اين بود که آن همکار، فقط يک مشکل بزرگ داشت و آن‌هم اين بود که حوصله و توان انجام کار را نداشت و اين فلسفه‌بافي‌ها هم از اساس بي‌مورد بود و خود گوينده هم به آن اعتقادي نداشت.

حالا اين قصه جناب روحاني است. بيش از 6 سال است که ايشان بر مسند رياست جمهوري نشسته و ايده‌هاي خود در حوزه سياست خارجي را پياده کرده است. هم شخصا با رئيس‌جمهور آمريکا تلفني صحبت کرده، هم وزير خارجه‌اش مرتبا با وزير خارجه آمريکا بر سر يک ميز نشسته و هم با 6 قدرت خارجي در قالب برجام به توافق رسيده است.

روحاني بيش از 6 سال رئيس‌جمهور بوده که دو سال ابتداي آن منتظر امضاي برجام بوديم، پس‌ازآن، نزديک به دو سال منتظر اجراي برجام بوديم و بعد که همان طرف‌هاي خارجي، اين توافق‌نامه را نقض کردند و به هيچ انگاشتند، دو سال است که منتظر احياي برجام هستيم. مگر رئيس بانک مرکزي خودتان نگفت که حاصل برجام تقريبا «هيچ» است؟ مگر پس از روي کار آمدن ترامپ و خروج آمريکا از برجام، خودتان نفرموديد که با چاقوکش مذاکره نمي‌کنيم؟‌ مگر وزير خارجه شما بارها از بي‌فايده بودن مذاکره در اين شرايط سخن نگفت؟ حالا چه شده است که مي‌گوييد «۴۱ سال است هنوز به جواب روشن و قاطع نرسيديم؛ عده‌اي مي‌گويند تعامل سازنده با دنيا وعده‌اي هم مي‌گويند تقابل مداوم...اينکه استراتژي تعامل باشد يا تقابل؛ اين مسئله است». شما که همه نوع تعاملي با آمريکا کرديد، حتي بر سر دستاوردهاي هسته‌اي که کشور پاي آن‌ها شهيد داده بود و خون دانشمندانمان بر زمين ريخته شده بود،‌ بده بستان کرديد، البته دقيق‌تر آن است که همه‌چيز داديد و هيچ نستانديد، حالا چه شده است که مي‌گوييد «دعوا سر برجام نيست، چراکه برجام جاي دعوا ندارد بلکه دعوا سر مسئله بزرگ‌تر و مسئله بالاتري است.»

رئيس‌جمهور محترم! شما که خودتان هم مي‌دانيد مسئله بالاتر آن است که بعد از گذشت سال‌ها دولتتان در هيچ حوزه‌اي دستاورد پررنگي نداشته، حوزه خارجي که اين‌طور، اقتصاد هم که بدتر! 6 سال هم هست که همه نوع دليل و توجيهي آورده‌ايد ولي حالا که ديگر به اواخر عمر رياست رسيده‌ايد، ديگر هيچ توجيهي پذيرفتني نيست. آن حرف‌ها که «خزانه را خالي تحويل گرفته‌ايم» و دولت قبل چنين بود و چنان بود، ‌ديگر خريدار ندارد، توجيهاتي از اين قبيل که اختيار نداريم و نمي‌گذارند هم که از روز اول طرح شدن مضحک بود، ديگر توجيهي نمانده است. دولت جنابتان از شدت خالي بودن سبد توجيه به فلسفه‌بافي و ضرورت رفراندوم بين دو ديدگاه رسيده است. اين حرف‌ها را خود دوستان دولت هم جدي نمي‌گيرند، ما که جاي خود داريم!

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار