کد خبر: ۸۳۷۶۳۳
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۴:۴۸ 09 April 2020

باور به منجی و یک نجات دهنده در آخر الزمان از مشترکات میان ادیان مختلف است.

به عبارتی اگر چه ادیان مختلف، دین خود را به عنوان آخرین و کامل ترین راه هدایت به پیروان خود معرفی کرده اند اما در عین حال به وجود یک منجی معتقدند.

باور به منجی آخرالزمان، یک امر غیر عقلانی نیست از اینرو هم یک مسلمان هم یک مسیحی،یهودی، زرتشتی و هر فرد دینداری، با عقل عرفی می تواند آن را بپذیرد، به شرطی که دلایل وجود آن را بتواند از گفته های پیامبران به دست آورد.
البته اگر کسی باور به پیامبران نداشته باشد، قطعا" پیش بینی های آنها در مورد پایان تاریخ و آخرالزمان و وعده ی آمدن منجی را نیز نخواهد پذیرفت.

اگر ما این دسته از افراد بی باور را از جمعیت کل جهان استثناء کنیم باز هم با تعداد قابل توجهی از انسانها روبروییم که اهل ایمان و باور دینی قوی هستند؛ باوری که به آنها امید می بخشد با وجود رنجها و سختی های بی شمار زندگی و دیدن ظلم و بی عدالتی ها در دنیا، از پا نیفتند و کم نیاوردند و چشم به راه روز موعود و ظهور منجی باشند که وعده های الهی پیامبران را محقق سازد.

فرق اینگونه از انسانها با دسته ی قبلی که اعتقادی به آمدن نجات بخشی مصلح و عادل _که قدرت ایجاد مدینه ای فاضله را داشته باشد_ ندارند در برخورداری از ((امید)) است. این امید به یک منجی الهی است که تحقق آرمانها و ایده ال های همیشگی بشر را ممکن می داند.

آرمانی که به انسانها، گذشته از اینکه چه رنگ و زبان و نژادی داشته باشند و یا اینکه از چه سرمایه های مادی یا فرهنگی برخوردار باشند وعده ی برقراری عدالت،صلح و امنیت و خوشبختی می دهد و در آنها میل به حرکت و تلاشی خستگی ناپذیر را بوجود می آورد.

مهمترین اثر انتظار برای تحقق وعده ی الهی در برپایی جهانی عاری از ظلم، بی عدالتی، جنگ ، خونریزی و سرگشتگی ، ایجاد نیرو و انگیزه ای قوی در جهت حرکت، رشد و تعالی انسان منتظر می باشد.

در نظر داشتن ویژگی های جامعه موعود، برای منتظران خط مشیء و جهت گیری تعیین می کند و نوع کنش های فردی و اجتماعی آنها را هدفمند می سازد.

منتظران واقعی به آمدن منجی فقط به عنوان یک شخص نمی نگرند بلکه انتظار آنها تحقق جامعه ای آرمانی است که از ابتدای تاریخ به نوع بشر وعده داده شده است.

نوشتن از منجی موعود اگر چه قرنهای متمادی است که بی وقفه ادامه داشته است و ما هم سالهای سال است که از لای کتابها و نوشته ها، گهگاهی و به مناسبتی سطر و صفحه ای از این میراث نوشتاری را خوانده و ورق زده ایم؛ اما بنظر می رسد این روزها که بواسطه ی شیوع بیماری در بحرانی جهانی گرفتار آمده ایم امید به آمدن منجی، خارج از متن و کمی جدی تر از خواندن کلمات و جمله ها و تورق صفحات کتابها، در زندگی ما رخ نموده است. و روزی نیست که خبرها، گزارشها و تحلیلهای مختلف در مورد آن، ذهنمان را به خود مشغول نکند.

چون خیلی ها از کرونا به عنوان همان مرگ سپیدی یاد می کنند که طبق روایات دینی، قبل از ظهور مهدی موعود در جهان رخ می دهد و بنابراین آن را به عنوان یک نشانه مطرح می کنند و طبعا" بیشتر مردم بخاطر استیصالی که دچار شده اند پذیرای چنین نشانه هایی هستند.

صحبت از مهیا شدن و آمادگی روحی برای مواجهه با وقایع آخرالزمانی و تلاش عملی و برنامه ریزی جمعی در جهت تسریع امر ظهور امام عصر، از جدی ترین دغدغه های این روزهای افراد مذهبی جامعه ی ما محسوب می شود.
در واقع شیوع بیماری کرونا تلنگری بود که خیلی ها به خود بیایند و در عملکرد دینی خود به عنوان شیعه ی منتظر بازنگری کنند.

در باور شیعه، با ظهور امام زمان، تحولات فراوانی آغاز می شود از احقاق حقوق مظلومان گرفته تا به زیر کشیدن جباران و مستکبرین و از رشد علم و دانش گرفته تا آبادانی و عمران بلاد و ...

در دوران معاصر اگر چه به واسطه ی رشد و پیشرفت قابل توجه بشر،این مقولات در اکثریت حکومتها مورد توجه قرار داشته و از آنها به عنوان اهداف متعالی و تعیین کننده ی سیاستهای کلان نام برده می شود ولی در عمل، کمتر کشور و حکومت و سیاستی قادر بوده است که حتی به قسمتی از این اهداف دست بیابد. از اینروست که می بینیم کاخ های بسیار در کنار کوخ ها برافراشته شده اند و انسانهای بسیاری در فقر و گرسنگی و تبعیض دست و پا می زنند در حالیکه دیگرانی هستند که بی هیچ رنج و سختی و در کمال ناز و نعمت فراوان زندگی میکنند.

امروز دیگر هیچ ایسم و مکتبی وجود ندارد که ادعا کند توانسته این فاصله ها و تبعیض ها را از میان بردارد. بشر امروز در اوج پیشرفت با علم و دانش و تکنولوژی فقط توانسته بر گرده ضعفا بار بیشتری تحمیل کند و ثروتمندان را غنی تر سازد. در این شرایط نا عادلانه که نسبت به بسیاری از مردم جهان ظلم و تبعیض فراوانی صورت می گیرد

مظلومان و مستضعفان جهان حق دارند که از وعده و وعیدهای حاکمان دنیایی خود قطع امید کرده و چشم به ظهور یک منجی الهی بدوزند.

اما در این انتظار طبق دیدگاه شیعی وظایفی برای افراد وجود دارد که باید به آن عمل کنند؛ همان وظایفی که عقلانی و زمینه ساز رسیدن به آرمانها و اهداف ظهور است.

در واقع تفاوتی بین مسئولیت های اجتماعی و سیاسی منتظران در عصر غیبت با عصر حضور حضرت نیست، آرمان ها و هدف ها یکی است. افراد به عملی ساختن همان هدف هایی که حضرت ولیعصر بعد از ظهور دارند، موظف هستند؛ فقط تفاوت در این است که بشر همه امکانات لازم برای این اقدامات و دسترسی کامل به این اهداف را ندارد لذا موفقیت هایش موفقیت های نسبی است و در نهایت هم به نقطه ای می رسد که دچار اضطرار و استیصال خواهد شد و تنها آمدن امام است که به این استیصال پایان خواهد داد.

بنابراین طبق این باور زمانی که حضرت ولی عصر ظهور می کند همه اسباب و شرایط کامل برای رسیدن به تمامی اهداف و آرمانهای متعالی که در طی اعصار و قرون بشر به دنبال آن بوده است مهیا خواهد بود.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار