
به گزارش خبرنگار تابناک در استان کردستان، «فرزاد مرادی» مدیر خبرگزاری تابناک کردستان، در یادداشتی آورده است: هفدهم مرداد، یادآور شهادت محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و هشت دیپلمات کشورمان در مزارشریف افغانستان است؛ روزی که به پاس فداکاری و نقش بیبدیل خبرنگاران در آگاهیبخشی، «روز خبرنگار» نام گرفت. اما این روز، بیش از آنکه فرصتی برای تبریکهای کلیشهای باشد، زمانی برای تأمل در وضعیت رسانهها و خبرنگارانی است که در خط مقدم اطلاعرسانی ایستادهاند و بسیاری از مشکلات آنان همچنان نادیده گرفته میشود.
در سالهای اخیر، هر بار که روز خبرنگار فرا میرسد، از رسالت رسانهها، آزادی بیان، شفافیت و نقش خبرنگاران در توسعه سخن گفته میشود؛ اما کمتر کسی از واقعیتهای تلخی حرف میزند که بسیاری از فعالان رسانهای، بهویژه در استان کردستان، هر روز با آن مواجه هستند.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از رسانههای استان با مشکلات جدی اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. بسیاری از این رسانهها فاقد حامی مالی و اسپانسر هستند و عمدتاً با هزینههای شخصی مدیران و فعالان رسانهای اداره میشوند. در چنین شرایطی، انتظار میرود سازوکارهای حمایتی دولت و دستگاههای اجرایی بتواند بخشی از این خلأ را جبران کند، اما آنچه در عمل مشاهده میشود، فاصلهای معنادار با عدالت رسانهای دارد.
یکی از مهمترین گلایههای فعالان رسانهای، نحوه توزیع آگهیها و تبلیغات دولتی و سازمانی است. آگهیهایی که میتوانند بخشی از هزینههای رسانهها را تأمین کنند، در بسیاری موارد بر اساس سازوکاری غیرشفاف توزیع میشوند و سهم اصلی آنها به تعداد محدودی از رسانهها اختصاص مییابد؛ رسانههایی که گاه حتی از منظر میزان مخاطب، تولید محتوا و اثرگذاری اجتماعی نیز جایگاه برجستهای ندارند. در مقابل، رسانههایی که فعالیت مستمر، میدانی و اثرگذار دارند، سهم ناچیزی از این ظرفیت دریافت میکنند و همان سهم اندک نیز گاه با تأخیرهای طولانی پرداخت میشود؛ تأخیرهایی که در شرایط تورمی امروز عملاً ارزش اقتصادی خود را از دست میدهد.
اما مشکلات رسانهها تنها به کمبود منابع مالی محدود نمیشود. بخش مهمی از این بحران، به وضعیت معیشتی خبرنگاران بازمیگردد. خبرنگارانی که ساعتهای طولانی در میدان خبر حضور دارند، در جلسات، حوادث، بحرانها و رویدادهای مختلف شرکت میکنند و مسئولیت سنگین انتقال واقعیت به جامعه را برعهده دارند، اما در برخی رسانهها دریافتی آنان به اندازهای ناچیز است که حتی هزینه رفتوآمد و فعالیت حرفهایشان را نیز پوشش نمیدهد.
البته بخشی از این مسئله ناشی از مشکلات مالی رسانههاست، اما در برخی موارد نیز نمیتوان از ضعف مدیریت، بیتوجهی به حقوق خبرنگاران و نگاه هزینهای به نیروی انسانی چشمپوشی کرد. نتیجه چنین شرایطی، فرسایش تدریجی سرمایه انسانی رسانهها و کاهش انگیزه نسل جوان برای ورود به حرفه خبرنگاری است.
با این حال، شاید یکی از تلخترین آسیبهای فضای رسانهای کردستان، مسئله تفرقه و نبود همگرایی میان فعالان رسانهای باشد. پدیدهای که در سالهای اخیر بیش از گذشته خودنمایی کرده و به یکی از موانع اصلی تحقق مطالبهگری جمعی تبدیل شده است.
رقابت رسانهای در ذات خود امری مثبت و عامل رشد و ارتقای کیفیت است، اما آنچه امروز در برخی بخشهای فضای رسانهای استان مشاهده میشود، فاصله زیادی با رقابت حرفهای دارد. گاهی اختلافات و رقابتهای ناسالم به حدی میرسد که برخی رسانهها نه تنها رقیب، بلکه دشمن یکدیگر تلقی میشوند؛ وضعیتی که انرژی و ظرفیت رسانهها را به جای تمرکز بر مسائل و مطالبات مردم، صرف درگیریهای درونصنفی میکند.
پیامد این وضعیت، بیش از همه به سود مدیران ناکارآمد تمام میشود. زمانی که رسانهها به جای همافزایی و مطالبهگری مشترک، درگیر اختلافات داخلی باشند، طبیعی است که بسیاری از ضعفها و ناکارآمدیها بدون هزینه باقی بماند. در چنین شرایطی، نه تنها رسانهها متضرر میشوند، بلکه جامعه نیز از نظارت مؤثر و مطالبهگری منسجم محروم خواهد شد.
از سوی دیگر، برداشت نادرست از مفهوم رقابت رسانهای نیز به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. در بسیاری از نقاط کشور، موفقیت یک رسانه انگیزهای برای تلاش بیشتر سایر رسانهها ایجاد میکند، اما در برخی موارد در کردستان، رشد و موفقیت یک رسانه به جای آنکه به ارتقای سطح رقابت منجر شود، زمینهساز تخریب، حاشیهسازی و تلاش برای حذف آن رسانه میشود.
این در حالی است که توسعه رسانهای یک استان، حاصل موفقیت جمعی رسانههای آن است. هیچ رسانهای با زمین زدن دیگری بزرگ نمیشود و هیچ جریان رسانهای با حذف رقبا به اعتبار پایدار دست پیدا نمیکند. تجربه نشان داده است که مخاطبان در نهایت صداقت، کیفیت و حرفهایگری را تشخیص میدهند و رفتارهای تخریبی بیش از هر چیز به اعتبار عاملان آن آسیب میزند.
موضوع دیگری که نیازمند بازنگری جدی است، نوع نگاه برخی مدیران و روابط عمومیها به رسانههاست. در سالهای اخیر، بخشی از مدیران ترجیح دادهاند به جای تعامل با رسانههای رسمی و دارای مسئولیت حقوقی، بیشتر به سمت صفحات غیررسمی و برخی بسترهای شبکههای اجتماعی حرکت کنند. رویکردی که شاید در کوتاهمدت به تبلیغ بیشتر منجر شود، اما در بلندمدت نمیتواند جایگزین کارکرد رسانههای حرفهای شود.
رسانه رسمی وظیفه دارد واقعیت را منعکس کند؛ چه این واقعیت به نفع مدیران باشد و چه نباشد. رسانه حرفهای قرار نیست صرفاً تریبون تبلیغاتی دستگاهها باشد. اتفاقاً ارزش رسانه در آن است که بتواند کاستیها، ضعفها و مطالبات مردم را نیز بازتاب دهد. طبیعی است که چنین نقشی همیشه مورد پسند برخی مدیران قرار نگیرد، اما توسعه و اصلاح امور بدون پذیرش نقد ممکن نیست.
در نهایت باید پذیرفت که احترام به خبرنگار، تنها با صدور پیامهای تبریک و برگزاری مراسمهای نمادین محقق نمیشود. احترام به خبرنگار از تأمین حداقلهای معیشتی، رعایت عدالت رسانهای، شفافیت در حمایتها، تعامل حرفهای مدیران با رسانهها و حفظ کرامت فعالان این حوزه آغاز میشود.
و شاید مهمتر از همه اینکه جامعه رسانهای نیز باید بیش از گذشته به وحدت، همدلی و احترام متقابل توجه کند. اگر خبرنگاران نتوانند حرمت یکدیگر را حفظ کنند و برای دفاع از حقوق مشترک خود در کنار هم بایستند، نمیتوان انتظار داشت دیگران جایگاهی فراتر برای آنان قائل شوند.
روز خبرنگار، بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز پرسش است؛ پرسش از وضعیت رسانهها، از سرنوشت خبرنگارانی که با کمترین امکانات بیشترین مسئولیت را بر دوش دارند و از آینده حرفهای که بقای آن، ضامن شفافیت، آگاهی و توسعه جامعه است. اگر این پرسشها شنیده نشود، شاید در سالهای آینده نیز همچنان از مشکلاتی سخن بگوییم که امروز همه آنها را میدانیم، اما ارادهای برای حلشان وجود ندارد.
یادداشت: فرزاد مرادی
انتهای پیام/